خرید بک لینک

 



سربازان دستگيرشده آمريکايي

اين بولتن مي نويسد: ايران يک بازيگر ماهر در صحنه جهاني است و هر کس قدرت نرم جمهوري اسلامي را دست کم بگيرد، خود را در مبارزه با اين کشور بر سر نفوذ بين المللي فلج کرده است.





سرويس جنگ نرم مشرق - قدرت نرم جمهوري اسلامي ايران به اعتراف کارشناسان بين المللي بخش مهمي از قدرت تأثيرگذاري ايران در صحنه منطقه اي و جهاني را تشکيل مي دهد. با اين وجود، دستورکار و تا اندازه اي عادت کردن کارشناسان و انديشکده هاي آمريکايي به سياه نمايي درباره ايران و تکرار اتهامات ضدايرانيِ سياستمداران اين کشور موجب شده تا موضوع قدرت نرم ايران تا اندازه زيادي دست کم در گزارش هاي عمومي منابع اطلاعاتي و تحليلي آمريکايي مسکوت بماند.


با اين وجود، يکي از مفصل ترين گزارش هاي سال هاي گذشته درباره ابعاد گسترده قدرت نرم ايران اوايل ماه جاري ميلادي (مارس 2017) در مجله «ديده بان محيط عملياتي[1]» وابسته به «دفتر مطالعات نظامي خارجي» ارتش آمريکا به قلم «مايکل روبين[2]» منتشر شد. روبين، مقام سابق پنتاگون و يکي از ايران هراس ترين کارشناسان نظامي آمريکا، اما در عين حال، از سرشناس ترين صاحب نظران درباره ايران در دستگاه اطلاعاتي اين کشور است. وي که مدتي بعد از انقلاب اسلامي در کشورمان زندگي کرده است، مرجع بسياري از انديشکده ها و نهادهاي تحليلي و اطلاعاتي به خصوص در ارتش آمريکا در موضوعات خاورميانه و به طور ويژه ايران، محسوب مي شود.


براي دانلود گزارش کامل «استراتژي هاي بنيادين قدرت نرم ايران» از اين لينک استفاده کنيد
براي دانلود اين شماره از مجله «ديده بان محيط عملياتي» از
اين لينک استفاده کنيد

آن چه در ادامه مي آيد، خلاصه مهم ترين نکات در گزارش اخير روبين درباره قدرت نرم ايران، تحت عنوان «استراتژي هاي بنيادين قدرت نرم ايران[3]» است. لازم به ذکر است که گزارش حاضر جهت اطلاع مخاطبان محترم تهيه شده است و محتواي اين گزارش به قلم «مايکل روبين» مورد تأييد مشرق نيست.


ستون هاي متعدد قدرت نرم ايران: از تاريخ و فرهنگ، تا زبان و مذهب


روبين گزارش خود را با اين توضيح آغاز مي کند: «رويکرد ايران به قدرت نرم، ماهرانه و متنوع است. اگرچه ممکن است برداشت غربي ها از ايران، بيش از هر چيز تحت تأثير لفاظي هاي «مذهبي» جمهوري اسلامي باشد، اما دولت هاي مختلف ايران، يکي پس از ديگري، هم قبل از انقلاب اسلامي سال 1979 و هم بعد از آن، براي گسترش نفوذ و دست يابي به اهدافي فراتر از مرزهاي خود، به دنبال سرمايه گذاري روي فرهنگ، مذهب و ميراث تاريخي اين کشور بوده اند. بنابراين براي درک قدرت نرم ايران، بايد سابقه امپراتوري، تحولات مذهبي، زبان و فرهنگ فارسي، و تاريخ اين کشور را به رسميت شناخت.»


اين کارشناس آمريکايي سپس با اذعان ماهيت دوگانه «دولت مدرن» و «تمدن دو هزار ساله» ايران، کشورمان را بازيگري «تقريباً ازلي» در خاورميانه معرفي مي کند و با جزئياتي چشم گير به توضيح بخش هايي، البته گلچين شده، از تاريخ کشورمان مي پردازد. وي در ادامه تصريح مي کند که «اگر تاريخ يکي از ستون هاي نفوذ ايران و يکي از نقاط اشتراکي باشد که مقامات اين کشور، استراتژي هاي قدرت نرم را حول آن شکل مي دهند، دين ستون ديگر [قدرت نرم ايران] است.»


گزارش مذکور، اشاره مي کند که اگرچه ايران اولين حکومت دين سالار شيعه در جهان مدرن را تشکيل داد، اما منحصر دانستن قدرت نفوذ ايران به کشورهاي شيعه، اشتباه است، چراکه بايد تأثيرات تاريخ ايران پيش از اسلام، حتي روي خودِ اسلام در ايران را هم در نظر گرفت. روبين براي تأکيد بر اهميت فرهنگ به عنوان يکي از ستون هاي قدرت نرم ايران، مدعي مي شود: «حتي همين امروز هم در جمهوري اسلامي، برجسته ترين تعطيلات در ايران، [داراي پايه] اسلامي نيست، بلکه فرهنگي است»


«ديده بان محيط عملياتي» توضيح مي دهد که روحانيون در ايران، با سنت نوروز (به عنوان يک سنت غيراسلامي) همراه هستند و اين نماد هويتي که به پيش از اسلام برمي گردد را به عنوان مکانيسمي پذيرفته اند که مي توانند از طريق آن با ساير جوامع «پارسي» ارتباط برقرار کنند.» روبين مثالي از اين ارتباط را نيز برگزاري مراسم سالانه «جشنِ اصالتاً ايرانيِ نوروز» به صورت گردشي در کشورهاي منطقه مي داند.


سفره هفت سين در سازمان ملل؛ اين سنت اصالتاً ايراني، اکنون يکي از راه هاي برقراري ارتباط ميان ايران و کشورهاي ديگر است

زبان فارسي يکي از ابزارهاي فرامرزي قدرت نرم ايران


مايکل روبين، «قوميت» را يکي ديگر از ستون هاي قدرت نرم ايران مي داند و توضيح مي دهد که به تعريف غربي قوميت بر اساس «ژنتيک»، در خاورميانه قوميت، دست کم از اوايل قرن بيستم، حول محور «زبان» تعريف شده است. بنابراين يک فرد «پارس» کسي که است که به زبان پارسي (يا گويش هاي تشکيل دهنده آن مانند فارسي، دري، يا تاجيکي) صحبت مي کند.


وي توضيح مي دهد که در کنار زبان عربي که زبان مشترک خاورميانه از مديترانه گرفته تا سواحل خليج فارس است، «زبان فارسي همين نقش را در پهنه اي ايفا مي کند که از کوه هاي کردستان تا بازارهاي آسياي مرکزي و تا شبه قاره هند گسترده شده است.» روبين هم چنين تصريح مي کند که زبان فارسي، زبان فرهنگ و شعر در بخش عمده اي از غرب، جنوب و مرکز آسيا نيز هست.


نويسنده بعد از ارائه برداشت خود از مفهوم قوميت در خاورميانه، تصريح مي کند که ايران ممکن است براي نفوذ در کشورهاي شيعه از نقاط اشتراک مذهبي استفاده کند، اما اگر هدف تأثيرگذاري ايران کشوري غيرشيعه باشد (مثلاً تاجيکستان که مردمش عمدتاً اهل تسنن هستند)، قدرت نرم تهران در آن کشور بر پايه ميراث قوميتي (شامل زبان و ساير ويژگي هاي فرهنگي) شکل مي گيرد.


ايران شناس انديشکده شناخته شده «مؤسسه امريکن اينترپرايز» بعد از ارائه توضيحات کلي بالا، به شيوه کارشناسان آمريکايي، برداشت مغرضانه خود از مفهوم «صدور انقلاب» در ايدئولوژي جمهوري اسلامي ايران را به مخاطبان خود ارائه مي دهد و بر اين اساس، ايران را کشوري معرفي مي کند که بعد از انقلاب اسلامي، صرفا براي تبديل شدن به يک قدرت منطقه اي قانع نيست. وي با اين رويکرد، ادامه گزارش خود را به بررسي ابزارهاي مختلف نفوذ و اِعمال قدرت نرم ايران اختصاص مي دهد.


«مايکل روبين» مقام سابق پنتاگون و ايران شناس انديشکده «مؤسسه امريکن اينترپرايز» بعد از انقلاب اسلامي مدتي در ايران زندگي کرده است

ابزارهاي متعدد در جعبه ابزار قدرت نرم ايران


گزارش مجله «ديده بان محيط عملياتي» برخي از ابزارهاي قدرت نرم ايران را به شرح زير بر مي شمارد و درباره آن ها توضيح مي دهد:


مدل حزب الله: در حالي که دولت آمريکا 8 اکتبر سال 1997 رسماً حزب الله را يک گروه تروريستي معرفي کرد، بسياري از دولت هاي اروپايي معتقدند که اين برچسب، دقت لازم را ندارد. هرچه باشد، حزب الله صرفاً يک گروه «مقاومت» نيست، بلکه حزبي سياسي با يک شبکه فعالِ خدمات اجتماعي است. اين گروه، سازمان هاي خيريه، مدارس، و حتي يک شبکه تلويزيوني ماهواره اي را اداره مي کند. پايه مدل حزب الله، «حمايت» از گروه هاي خاص در يک کشور براي تضمين کنترل بر قدرت و تصميم گيري در آن کشور است و عراق در دوران بعد از سقوط صدام، نمونه ديگري از نفوذ منطقه اي ايران با مدل حزب الله محسوب مي شود.


قرارگاه خاتم الانبيا و ايران خودرو:  پس از آن که دولت ايران هزينه هاي نظامي اش را کاهش داد، قرارگاه خاتم الانبيا، بازوي مهندسي و پيمان کاري سپاه پاسداران انقلاب اسلامي، وارد حوزه غيرنظامي شد. سپاه پاسداران از قرارگاه خاتم الانبيا به منظور گسترش نفوذ و جاي پاي خود در خارج از مرزهاي ايران استفاده مي کند. به عنوان مثال، ايران يکي از فعال ترين کشورهاي سازنده سد در جهان است. از آن جايي که هر شرکتي که در چنين ساخت وسازهاي سنگيني در ايران کار مي کند، به قرارگاه خاتم الانبيا وابسته است، اين گونه فعاليت هاي تهران، محبوبيت جمهوري اسلامي را در کشورهايي افزايش مي دهد که دولت اين کشور به توسعه آن ها کمک کرده است. به عنوان مثال، در حالي که جنگ داخلي در سوريه وارد چهارمين سال خود شد، ايران که به دنبال حضور نيروهايش نه تنها در سوريه، بلکه هم چنين در شمال لبنان بود، قراردادي را براي ساخت يک سد در شمال لبنان منعقد کرد. صنعت خودروسازي ايران[4] هم همين وضعيت[5] را دارد. افتتاح کارخانه هاي ايران خودرو در آذربايجان، ونزوئلا، سنگال و بلاروس، سپاه پاسداران را قادر مي کند تا در اين کشورها اشتغال زايي نمايد و در نتيجه ابعاد حمايتي خود در اين کشورها را افزايش دهد.


انقلاب فرهنگي و آموزش نسل بعد: هدف [آيت الله] خميني از انقلاب اسلامي تنها ايجاد تحول در ايران نبود، بلکه متحول کردن کل منطقه بود. وي هم چنين انقلاب را تنها عاملي براي تغيير نظام سياسي نمي ديد، بلکه هدف آن را ايجاد تحول اساسي در جامعه مي دانست. او بر همين اساس، تحول مدارس و دانشگاه ها را در اولويت قرار داد و به دنبال تغيير جامعه از طريق آموزش و پرورش بود و به همين منظور [آيت الله] خميني يک «کميته انقلاب فرهنگي» تشکيل داد. دولت ايران طي سال هاي اخير هم تلاش کرده تا انقلاب فرهنگي خود را تقويت و به کشورهاي ديگر صادر کند.


حوزه هاي علميه، دانشگاه «خاتم النبيين» و دانشگاه آزاد اسلامي: چنان که گفته شد، آموزش و پرورش نيز يکي از بخش هاي مهم قدرت نرم ايران است. وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ايران رقابت هاي قرآني برگزار و از «سازمان تبليغات اسلامي» حمايت مي کند که جزوات سياسي و مذهبي، و آثار هنري ديني را منتشر مي نمايد. ايران حوزه هاي علميه خود را با هدف ترويج اسلام شيعي و فلسفه سياسي خودش به روي طلبه هاي خارجي باز کرده است و در اين حوزه نسبتاً موفق هم بوده است. به عنوان مثال، اساتيد دانشگاه «خاتم النبيين» در افغانستان، در ايران آموزش مي بينند، برنامه درسي اين دانشگاه را مقامات ايراني تنظيم مي کنند، و ناشران مورد تأييد ايران هم کتاب هاي آموزشي آن را منتشر مي نمايند. در سال 2010، بودجه همين دانشگاه تحت حمايت ايران، به تنهايي بيش تر از کل بودجه آموزش عالي دولت افغانستان بود. هم چنين جمهوري اسلامي طي سال هاي اخير براي گسترش بين المللي شبکه دانشگاه آزاد اسلامي نيز تلاش کرده است. اين دانشگاه اکنون شعبه اي در افغانستان دارد و دانشکده هايي هم در ارمنستان، دبي [در امارات] و لبنان را افتتاح کرده است.


بخشي از تجهيزات آمريکايي که در موزه 13 آبان (سفارت سابق آمريکا) به نمايش گذشته شده است

نمايشگاه بين المللي کتاب و انتشارات ها: ناشران ايراني هم که بسياري از آن ها تحت حمايت يا کنترل وزارت خانه هاي اين کشور هستند، نقش فعالي در قدرت نرم ايران بازي مي کنند. در همين راستا، نمايشگاه بين المللي کتاب تهران، که به زودي براي سي امين سال برگزار مي شود، هر سال ميزبان صدها ناشر از سراسر جهان است. اگرچه بسياري از کتاب هاي ايراني بي ضرر هستند، اما برخي ديگر ترويج کننده توطئه هاي سياسي و يهودستيزي هستند و نمايشگاه بين المللي کتاب تهران، براي همين کتاب هاست که در نمايشگاه هايي در سراسر جهان، از پکن گرفته تا فرانکفورت و مسکو، تبليغ مي کند.


نيروي انتظامي و عمليات هاي آموزش و امداد: جمهوري اسلامي طي سال هاي اخير از طريق گسترش برنامه هاي آموزشي در خارج از کشور، نفوذ بين المللي خود را گسترده تر کرده است. به عنوان مثال، نقش نيروي انتظامي اين کشور شامل طيفي از وظايف سنتي نيروي پليس و وظايف نيروي شبه نظامي بسيج مي شود و به گفته سردار «حسين اشتري» فرمانده نيروي انتظامي ايران، مقامات اين کشور به دنبال گسترش عمليات هاي اين نيرو در خارج از کشور هستند. اگر نيروي انتظامي ايران آغاز به انجام عمليات هاي آموزشي در خارج از اين کشور کند، اساساً کشورهاي ديگر را به انعکاسي از ايران تبديل خواهد کرد. به عنوان مثال، آموزش نيروهاي پليس در لبنان توسط ايراني ها (در حالي که رسيدن «ميشل عونِ» طرف دار حزب الله به رياست جمهوري در اين کشور، نفوذِ در حال رشد ايران در لبنان را تأييد کرده)، ساختار و آماده سازي ايدئولوژيک پليس لبنان را به طور دائم به گونه اي تغيير خواهد داد تا راه براي نفوذ ايران و مربيان اين کشور تا مدت هاي طولاني پس از رفتن عون هم باز باقي بماند. همين اتفاق مي تواند در عراق و يمن هم رخ دهد و به ايران کمک کند تا کنترل و نفوذ خود را در منطقه اطراف خود مستحکم نمايد.


سازمان بسيج مستضعفين: به نظر مي رسد جمهوري اسلامي آماده است تا استراتژي مشابه استراتژي اتخاذشده درباره نيروي انتظامي را درباره سازمان «بسيج مستضعفين» هم پياده کند. سال 1981، مجلس ايران رسماً اين سازمان را به سپاه پاسداران ملحق کرد. نيروي بسيج در ايران امروز از هر زمان ديگري بيش تر حضور دارد؛ از برگزاري فعاليت هاي فوق برنامه و اردوهاي تابستاني در دبيرستان گرفته تا فعاليت هاي مختلف در دانشگاه ها، و از واحدهاي مختص زنان گرفته تا محيط هاي شغلي و حتي در ميان جمعيت رو به کاهش عشاير در ايران. جمهوري اسلامي رفته رفته بيش تر به دنبال صادر کردن مدل بسيج به کشورهاي ديگر هم هست، نه به عنوان ابزاري براي اِعمال کنترل مستقيم، بلکه براي تبديل جوامع ديگر به انعکاسي از جامعه خود ايران. سال 2014، سرلشکر «حسين همداني» که تا پيش از کشته شدن [شهادت] در سال 2015 در حلب سوريه، نظارت بر عمليات هاي نيروي قدس سپاه پاسداران در سوريه را به عهده داشت، گفته بود که «بسيج، پس از لبنان و سوريه، در حال حاضر در عراق در حال تشکيل شدن است... مقامات عراقي دارند به اين نتيجه مي رسند که بايد از نيروهاي مردمي محلي کمک بگيرند.» اين اظهارات نشان مي دهد که مقامات ايراني، نيروهاي بسيج مردمي عراق موسوم به «حشد الشعبي» را پايه تشکيل يک نيروي بسيج جديد در عراق مي دانند.


شبکه هاي «پرس تي وي» و «العالم»: براي ترويج پيام ايران، رسانه اهميتي به اندازه آموزش و پرورش دارد. ناظران ايران در آمريکا و اروپا با «پرس تي وي» آشنا هستند؛ شبکه ماهواره اي انگليسي زباني که با بودجه ايران، در همه جاي فضاي مجازي هم حضور دارد و اغلب موضع رسمي جمهوري اسلامي را منعکس مي کند. هم چنين، هم زمان با آغاز جنگ عراق در سال 2003، مقامات ايران به سرعت شبکه اي عربي زبان تحت عنوان «العالم» را راه اندازي کردند که توانست شبکه هاي مشابه آمريکايي را ناکام بگذارد. نتيجه، اين بود که وقتي جنگ عراق آغاز شد، دولت ايران توانست عملاً انحصار رسانه اي درباره آن را به دست بگيرد و شائبه «اشغالگري آمريکا» در عراق را به وجود بياورد. کليد موفقيت ايران، يک استراتژي جامع رسانه اي مبتني بر روش هاي غيرمتمرکزتر نسبت به رقباي ديگر است. پيش از آغاز «عمليات آزادسازي عراق» [جنگ عراق]، العالم گوشي هاي هم راه و دوربين هاي فيلم برداري در اختيار جوانان عراقي قرار داد و به آن ها قول داد بابت فيلم هايي که العالم بتواند از آن ها استفاده کند، به آن ها پول خواهد داد. نتيجتاً به ندرت پيش مي آمد که يک بمباران، تظاهرات يا حادثه ديگر رخ بدهد که براي نيروهاي آمريکايي آبروريزي محسوب شود، اما العالم آن را پوشش ندهد.


شبکه «سحر»: بر خلاف دولت هايي که يک يا دو شبکه رسمي براي پخش برنامه در خارج از کشورشان دارند، ايران شبکه هاي متعدد رسمي و نيمه رسمي را خارج از مرزهاي خود مديريت مي کند. در حالي که رسانه هاي آمريکايي، چه دولتي و چه خصوصي، اگر يک يا دو خبرنگار در هر کشوري داشته باشد، خيلي خوش شانس بوده است، استراتژي رسانه اي ايران عملاً به اين کشور اجازه مي دهد تا صدها خبرنگار محلي غيررسمي اما به شدت مؤثر را داشته باشد. در نتيجه، به عنوان مثال، شيعيان در بحرين تقريباً منحصراً به راديوهاي ايراني عربي زبان گوش مي دهند و شبکه هاي ماهواره اي ايراني مانند «سحر» و العالم را تماشا مي کنند.


يکي از مظاهر قدرت نرم ايران، برگزاري راهپيمايي روز قدس حتي در کشورهاي غربي و غيراسلامي است

شبکه هاي «اهل بيت» و «تمدن»: شبکه تلويزيوني و راديويي «اهل بيت» اگرچه متعلق به جمهوري اسلامي نيست، اما با حمايت ايران در سراسر جنوب عراق برنامه هاي مذهبي پخش مي کند. هم چنين شبکه «تمدن» مستقر در کابُل نيز برنامه هاي تلويزيوني مطابق با ديدگاه ملي ايران را در سراسر افغانستان روي آنتن مي برد. هم خواني اين شبکه ها با منافع ايران، به هيچ عنوان اتفاقي نيست؛ پس از سقوط طالبان در افغانستان، «حسن کاظمي» از فرماندهان نيروي قدس سپاه پاسداران و بعدها سفير ايران در عراق، اقداماتي نظام مند را با هدف ايجاد مجموعه اي از شبکه هاي راديويي و تلويزيوني آغاز کرد. مقامات ايراني هم چنين از رسانه هاي غيرايراني هم براي اهداف خود کمک مي گيرند. به عنوان مثال، سفارت ايران سال 2012 در کابُل مراسم افطاري را براي خبرنگاران روزنامه ها و شبکه هاي تلويزيوني مطرح در افغانستان برگزار کرد تا پروژه اي مبني بر ايجاد يک «اتحاديه خبرنگاران» را پيش ببرد. اين اقدامات ايران هزينه هاي تبليغاتي ايران را هم به شدت کاهش مي دهد. اين در حالي است که ايران هر سال 100 ميليون دلار براي رسانه هاي افغانستاني هزينه کرده است.


موزه ساختمان سفارت آمريکا: يکي ديگر از حوزه هايي که قدرت نرم ايران در آن رقيبي ندارد، ساختن موزه براي ترويج جهان بيني اين کشور است. پس از پايان بحران گروگان گيري در سفارت آمريکا در ايران، مقامات ايراني سفارت خانه سابق را تبديل به موزه اي براي نشان دادن هم به اصطلاح پيروزي هاي ايران مقابل آمريکا و هم ظلم هاي آمريکا عليه ايران کرد. آن چه به نمايش گذاشته شده شامل بخش هايي از هليکوپتر آمريکايي سقوط کرده طي مأموريت سال 1980 براي نجات گروگان ها، تجهيزات به اصطلاح جاسوسي کشف شده از سفارت خانه، و البته نسخه هايي از تلگراف هاي سفارت مي شود؛ تلگراف هايي که بعد از ريش ريش شدن توسط کارمندان سفارت، به دست تسخيرکنندگان سفارت و قالي باف هاي ايراني بازسازي شده اند. در کنار اين موارد، ماکت هايي درباره هدف قرار گرفتن ايرباس مسافربري ايران توسط موشک شليک شده از ناو «يواس اس وينسنس» نيز به نمايش گذاشته شده است.


موزه «مليتا»: ايران و نيروهاي نيابتي اين کشور، ساخت موزه در کشورهاي ديگر را هم در دستورکار قرار داده اند. به عنوان مثال، موزه بزرگ «مليتا» در لبنان توسط حزب الله ساخته شده و علاوه بر نمايش تجهيزات توقيف شده از ارتش اسرائيل، تونل هايي را به نمايش مي گذارد که عوامل حزب الله از آن ها استفاده مي کردند. اين موزه روايت مدنظر حزب الله را تعريف مي کند و البته تصاوير آيت الله خميني و آيت الله خامنه اي در کنار رزمندگان حزب الله هم حمايت ايران را به بازديدکنندگان يادآوري مي کند.


موزه «امام حسين»: موزه «امام حسين» در عراق نقاط اشتراک بسياري با موزه هاي پس از انقلاب اسلامي در ايران دارد. بازديدکنندگان اين موزه هنگام ورود به ساختمان، از روي اسامي دشمنان [امام] حسين در دوران معاصر عبور مي کنند. درون موزه، عدم اشاره به نقش آمريکايي ها و در عين حال، نمايش فرش هاي ابريشمي اهدايي از سوي ايران که تمام ديوار را پوشانده اند و تاريخ تشيع را به تصوير مي کشند، به بازديدکنندگان القا مي کند که ايران در حال حفاظت از عراق است، در حالي است آمريکا در خوش بينانه ترين حالت، اهميتي براي عدالت مذهبي در اين کشور قائل نيست.


موزه «جهاد»: آن چه درباره موزه هاي «مليتا» و «امام حسين» گفته شد، درباره موزه «جهاد» در افغانستان نيز صادق است. اين موزه، در بهترين حالت [اگر آمريکايي ها را سياه نمايي نکند]، کمک هاي آمريکا به افغانستان را کم اهميت جلوه مي دهد و ايران را قادر مي سازد تا نقش و نفوذ خود در اين کشور را تقويت کند. آموزش و پرورش در اين جا هم اهميت دارد؛ بنابراين گروه هاي مختلفي که از مدارس افغانستان به اين موزه مي آيند و هم چنين مردم محلي که از آن بازديد مي کنند، تنها يک روايت از تاريخ را مشاهده مي نمايند؛ روايتي که يا ضدآمريکايي است و يا نقش آمريکا در مبارزات آزادي بخش و حفظ آزادي مذهبي در افغانستان را ناديده مي گيرد.


 


هرگز قدرت نرم ايراني ها را دست کم نگيريد


روبين در بخش نتيجه انتهاي گزارش خود بار ديگر رويکرد مقامات ايران به قدرت نرم را «چندبُعدي» مي داند و استراتژي هاي متعددي را براي آن ها متصور است. وي مدعي است که ايران در کشورهايي مانند بحرين و عراق، از روش «هم بستگي فرقه اي» و ارائه روايت «ما در برابر آن ها» استفاده مي کند، اما در کشورهاي ضعيف تر از «مدل حزب الله» براي نفوذ در درون دستگاه حکومتي و تغيير معادلات و تصميم گيري ها به سود خود بهره مي برد.


نويسنده گزارش، سپس به زعم خود توضيح مي دهد که هر جا ايران نتواند يک پيش زمينه مشترک فرهنگي يا اسلامي پيدا کند، احتمالاً از پول، رسانه و سازمان هاي خيريه براي رسيدن به اهداف خود استفاده خواهد کرد. وي معتقد است که استفاده تلفيقي از اين ابزارها، امکان نفوذ هم زمان ميان مردم و مسئولين در کشورهاي هدف ايران را فراهم مي سازد و عملاً رقباي جمهوري اسلامي را از ميدان به در مي کند. روبين نهايتاً تمام ابزارهاي فوق را مربوط به زماني مي داند که هنوز «رضايت ايران به استفاده از قدرت سخت و تروريسم» را وارد معادلات نکرده ايم.


مايکل روبين بالأخره با اذعان به اين که «ايران يک بازيگر جدي و ماهر در صحنه جهاني است»، توضيح مي دهد: «دست کم گرفتن ايران، يعني بازي کردن در زمين تهران و فلج کردن خود در مبارزه با اين کشور بر سر نفوذ» منطقه اي و جهاني. وي هم چنين هشدار مي دهد: «مقابله با قدرت سخت ايران کافي نيست؛ استراتژي هاي قدرت نرم جمهوري اسلامي، پيچيده و عميق هستند و متأسفانه اغلب پاسخي به آن ها داده نمي شود.»  



برچسب: نویسنده: پویان خوشنام تاريخ: چهارشنبه 30 فروردين 1396 ساعت: 16:51

صفحه بندی